تعاون و مشارکت در جوامع کشاورز و دامدار

از ویکی خیر
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۳۷ توسط Wikikhair (بحث | مشارکت‌ها) تعاون و مشارکت در جوامع کشاورز و دامدار» را محافظت کرد ([ویرایش=تنها مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=تنها مدیران] (بی‌پایان)))
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

به طوری که اشاره شد در دوران گردآوری و شکار، آدمی به گرد کردن و شکار در زیست بوم خود پرداخته است. این شیوه زیست، طولانی ترین شیوه زندگی آدمی و در حدود ۹۹ درصد تاريخ آدمی را در برگرفته است. از طرف دیگر این شیوه زیست تا به امروز در میان برخی از قبایل و اقوام دوام یافته است.

نسبت به این دوران بسیار طولانی، عصر کشاورزی و اهلی کردن دانه ها و دامداری و رام کردن جانوران امری متأخر و کوتاه است، و یک درصد تاریخ زندگی برخی از جوامع را شامل می شود. با اطلاعات فعلی «حدود ۱۲٫۰۰۰ سال پیش، انسان ها آغاز به کشت و برداشت محصولات و اهلی کردن انواع حیوانی کرده اند».[۱]

داده های مردم شناسی، باستان شناسی و قراین نشان می دهد که کشاورزی و دامداری سنتی نیز بدون همکاری نزدیک کشاورزان و دامداران با یکدیگر امکان پذیر نبوده است. علاوه بر ضرورت برخاسته از شرایط اقتصادی و فنی، فرهنگ مشارکتی پرورده شده در دوران بسیار دراز گردآوری و شکار نیز در شدت بخشی به این امر در شرایط نوین بی تأثیر نبوده است.

دشواری کار کشاورزی و دامداری ابتدایی، با توجه به سطح فنی آن زمان، ترس از جانوران وحشی که برخی برای خود آدمی خطرناک بوده اند، و برخی برای دام ها و مزارع آن ها، اعتقاد به ارواح خبیثه و موجودات ذهنی، همراه فرهنگ مشارکتی به ارث رسیده از دوران پیش، شرایط عینی و ذهنی را برای تداوم همکاری در بین کشاورزان و دامداران فراهم ساخته است. برای نمونه تهیه و پاک کردن زمین های جنگلی برای کشاورزی که در برخی از مناطق آفریقا هنوز هم رواج دارد، نمونه ای از ضرورت فنی همکاری در کشاورزی است. در این مناطق گاه افزون بر اهالی یک دهکده، دهکده های هم جوار ممکن است با یکدیگر به مشارکت بپردازند. این مشارکت نمونه دیگری از کشت شراکتی همانند «میر» [۲]در روسیه و «بنه»سازمان تعاونی سنتی تولید کشاورزی بر پایه و محور اصلی خودیاری مشاع) در ایران می باشد. [۳]

در مناطق استوایی آفریقا «هرچه که رو به جنگل ها پیش می رویم، به زمین ثابت زارعی کم تر برخورد می کنیم. بلکه در زمین ها به طور غیر مستمر و ثابت زراعت می شود ... در چنین مناطقی، جمعیت به طور پراکنده در روستایی محصور زندگی می کنند. چون فصل زراعت رسد، مردمان دهات نزدیک گرد هم آمده و زمینی را برای زراعت انتخاب می کنند. آنگاه مراسم و تشریفات معمولی در آنجا به عمل آمده و جمعیت با همکاری تمام آن علفزار را درو کرده و آتش می زنند. به این طریق، زمینی مسطح و خاکی مستعد برای زراعت مهیا می شود، و محصولی را که خوب در آنجا به عمل می آید کشت می کنند. مراقبت از زمین و محصول به عهده همگان است تا هنگام درو فرا رسد و محصول به تناسب میان افراد تقسیم می شود. چنین زمین هایی به مدت چندین سال دیگر قابل کشت نیست و بدویان از زمین های مشابه استفاده می کنند، تا آن زمین دوباره پس از شش تا هفت سالی به صورت علفزار انبوهی درآید تا دوباره قابل زراعت شود».[۴] در میان اقوام سرخپوست ایروکوا «مردان تنها در فصل شکار به کار می پرداختند و اغلب اوقات فراغت فراوانی را که داشتند، به امور اجتماعی و سیاسی مشغول می شدند ... کشاورزی در امر زراعت، درحیطه عمل زنان بود. در اینجا مالكيت های اختصاصی معمول نبود، بلکه زمین متعلق به همه افراد بود. زنان، با اشتراک و تعاون و نظم و ترتیبی کامل به کار می پرداختند. جشن درو و محصول برداری از جمله بزرگ ترین جشن ها محسوب می شد. تمامی محصول زراعی در میدان هر دهکده یی، تحت نظارت و فرمان مهتر زنان، میان خانوارها، به نسبت کمی و زیادی افراد تقسیم می شد.[۵]اگر در میان برخی جوامع کشاورز ضرورت فنی بریدن و سوزانیدن جنگل و تسطیح آنها نیاز به همکاری را در میان کشاورزان تشدید می کند، در برخی مناطق همچون «پوئبلو»[۶]های شرقی آمریکای جنوبی این اقدام به خاطر عملیات پیچیده آبیاری می باشد. این الگو در روزگار ماقبل تاریخ رایج ترین الگو بود، اما در چند سده گذشته تنها در چند ناحیه باقی مانده است که بیشترشان در "ریوگرانده" مکزیکو قرار دارند».[۷]رودخانه ریو گرانده به مردم پوئبولوی شرقی اجازه داده است، تا سرریز جریان آب را از طریق عملیات آبیاری به کشتزارشان برسانند. آنها مزارعشان را نزدیک رودخانه احداث می کنند؛ و گه گاه به آن شکل پلکانی می دهند، تا بتوانند جریان آب را مهار کرده، و از فرسایش خاک جلوگیری کنند. آنها از مناطقی که قدری مرتفع تر از مزارعشان می باشد، آب رودخانه را کانال کشی می کنند ... آنها گذشته از کاشت و برداشت، می بایست بر روی آب (رودخانه) سدبندی کنند، نهرها را نگهداری نمایند و زمین را تسطیح و پله بندی کنند. این کارهای اساسی به کوشش تعاونی سراسر مردم دهکده نیاز داشت.[۸]عملیات آبیاری آنها برداشت به نسبت ثابتی را هر ساله برای این مردم تضمین می کرد. ولی عملیات آبیاری نیز مسائل دیگر را برای این مردم پیش می آورد. از همه مهمتر اینکه همین فعالیت های آبیاری به تحویل یک اقتدار متمرکز کمک کرده بود. در بسیاری از مناطق، نیروی کار بزرگی می بایست بسیج می شد، از این گذشته، تصمیم هایی بایست گرفته می شد که بر كل اجتماع تأثیر می گذاشتند و تحقق آن نیاز به همکاری همه اعضا اجتماع داشت.[۹]در ایران نیز ضرورت آبیاری و کمبود منابع آب، و دشواری های آبیابی، آبرسانی و آبیاری، بستن بند و سد و بند آب (شل) و گوراب، حفر قنوات و منگل، و لایروبی هر ساله نهرها و جوی ها و غیره، تاثیرات مشابهی را بجای نهاده و فرهنگ مشارکتی پرژرفایی را در طی چند هزاره میان کشاورزان ایرانی پدید آورده است، که تا چند دهه پیش به خوبی قابل مشاهده بوده اما به تمامی و به خوبی گزارش نشده است؛[۱۰] [۱۱] و بقایای آن هنوز هم کم وبیش ادامه دارد.

پانویــس

  1. همان منبع، صص 131-132.
  2. درباره «میر» رجوع کنید: به پاورقی ص ۶۵ همین فصل.
  3. رجوع کنید به: فصل «بنه شناسی» در فرهنگ باریگری در ایران و منابع آن.
  4. هاشم رضی، مردم شناسی اجتماعی، ص ۴۵۹.
  5. همان منبع، صص ۴۷۶ - ۴۷۵.
  6. Pueblo
  7. بنیتس و پلاک، همان منبع، ص238.
  8. همان منبع، صص ۲۳۴ و ۲۴۴.
  9. همان منبع،ص 247.
  10. همان منبع، ص ۲۴۷ ، نیمی از کتاب فرهنگ یاریگری در ایران مربوط به مشارکت های سنتی در زمینه آب و آبیاری است. همچنین رجوع کنید به: جواد صفی نژاد، نظام های آبیاری سنتی در ایران، تهران، دانشکده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه تهران،1359.همچنین نظام های آبیاری سنتی در ایران، جلد دوم، مشهد، آستان قدس رضوی، 1368.
  11. که البته درباره مسائل فنی و اقتصادی و حقوقی مربوط به آب و قنات و تقسیم آب چشم ها و غیره به ویژه در دو دهه اخیر کتاب ها و مقالات بسیاری نوشته شده است درباره برخی از این منابع رجوع کنید به: عبدالکریم بنیا، کتاب شناسی قنات، يزد، شرکت سهامی آب منطقه ای یزد،1379. عبد الکریم بهنیا، کتابشناسی قنات، کرمان،دانشگاه شهید باهنر کرمان،1384.